علي بن حامد الكوفي

33

فتحنامه سند ( چچ نامه ) ( فارسى )

مضبوط گرداند « 1 » ، و هر چهار مَلِك نواحى قلاده ( ص 45 ) بندگى برقبه خود نهند ، و همه پريشانيها فراهم آيد ، و مخالفان از رعب مهابت تيغ آبدار سر ( f 18 a ) بربقه طاعت آرند « 2 » ، و اين ملك عظيم و اقليم مشترى با نام نيك تا ابد الدهر بر تو بماند ، و هر روز بر مزيد « 3 » خواهد بود . و پادشاه را به همه حال همت و نهمت بر آن مقصود بايد داشت ، و توكّل بر حكم « 4 » خداى تعالى بايد كرد ، كه ملك تعالى امنيّت « 5 » بقضاء راى همت بر آرد ، و اميد تو بوفا « 6 » رساند . اتفاق چچ بر حدود ممالك ارور و حد روشن كردن پس چون چچ اين مقاله از بدهيمن « 7 » وزير استماع كرد ، و آنچه وزير ادا كرد در خاطر او جا گرفت ، ( و ) مسرّتى و فرحتى روى داد ، و بران « 8 » مشاورت محمدتهاش گفت و از بشارت فال گرفت . و بران فرمانى بايد « 9 » به اطراف « 10 » معتمدان فرستاد و ملوك نواحى را استدعا فرمود ، و روى بلشكرى بالا آورد « 11 » ، تا به حد هندوستان « 12 » كه متصل ترك است بروم . پس بر طالع سعد كه منجمان بر استخراج صحيح اختيار كردند « 13 » منزل فرمود . چون منازل و مراحل فراوان ببريد تا بحصار باتيه « 14 » برسيد بر ساحل جنوب از نهر بياس ، والئ آن حصار جنگ آغاز كرد و محاربت و مقاتلت . ملك باتيه « 15 » هزيمت شد « 16 » و خود را بحصار انداخت و راى چچ غالب شد . و مدّتى بر آن « 17 » حرب مقام افتاد ، چنان كه « 18 » مرافق غلّه تنگ و بريده « 19 » گشت و كاه و هيزم متعذّر شد . چون تنگ آمدند بوقت آنكه « 20 » عالم گليم سياه در بر كشيد و شاه انجم در رداى « 21 »

--> ( 1 ) پ : گردد ( 2 ) م : دارند ( 3 ) ب پ س : بمزيد ( 4 ) پ : به حكم ( 5 ) ب : مشيت ( 6 ) ك : بر وفا ( 7 ) ب س : برهمن ( 8 ) م : دبير از ( 9 ) م : يابد ( 10 ) ب س م : باطرافى ( 11 ) پ : و لشكر بالا ساز كرد ؛ تمام اين جمله مختل است ( 12 ) ب ك : بهندوستان ( 13 ) ب ك م : كرده‌اند ( 14 ) پ : بايه ؛ ك م : پايه ؛ ب : پابيه ( 15 ) ب س ك م : پابيه ؛ پ : پايه ( 16 ) پ : بهزيمت شد ( 17 ) پ : دران ( 18 ) م : چنانچه ( 19 ) ب س م : بريدن كشت ( 20 ) پ : آنچه ( 21 ) پ : وادى ؛ م : وراى